محمد تقي جعفري

303

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

پيش از آنكه مقتضاى جوّ جامعه را بشناسند به هيچ كارى اقدام نمىكنند . وقتى كه جوّ جامعه را شناختند مىفهمند كه تقاضاى اصلى و تقاضاى فرعى جامعه چيست تا كالاى خود را براى عرضه بان جامعه با تقاضاى موجود تنظيم نمايند . 3 - اگر فتنه گران مردم ژرفنگر و مطَّلع بوده باشند ، تا آنجا كه مىتوانند دم از اصول عاليهء انسانى و ارزشهاى او مىزنند و چنان فرياد : وا عدلا ، وا حقّا ، وا آزاديا ، وا پيشرفتا ( 1 ) و بطور كلَّى چنان فرياد وا انسانا مىزنند كه حتّى بعضى از انسانهاى دانشمند و آگاه و خردمند را هم مىتوانند به اشتباه بيندازند . 4 - موقعيّت گذشتهء جامعه و اصول حقوقى و سياسى و اجتماعى و علمى و هنرى و جهانبينى حاكم در آن را چنان بىامان و مطلق مىكوبند و چنان در آن كوبيده قيافهء حقّ بجانب از خود نشان مىدهند كه ساده لوحان را وادار ميكنند كه حتّى در بارهء بديهىترين اصول و قوانين طبيعى و قرار دادى دوران گذشته به ترديد بيفتند ، مثلا شكّ كنند در اين كه آيا خورشيد دوران گذشته هم مانند امروز روى زمين را روشن مىساخت آيا 2 × 2 هاى آن دوران ، مانند اين دوران جديد 4 نتيجه مىداد يا 04 / 517 آيا در دوران گذشته كشاورزان با قراردادى معيّن با كارفرمايان زمين را زراعت مىكردند ، يا با راهنمائى جانوران جنگلى 5 - ايجاد اراده و حركت از هر راه و با هر وسيله اى كه ممكن است ، اگر چه هدف منظور داراى حتّى يك صدم ارزش سپرى كردن آن راه و قربانى كردن وسيله را نداشته باشد . مسلَّم است كه اين امور پنجگانه براى اغلب مردم كه از نگرشهاى عميق

--> ( 1 ) . ولى چه بايد كرد - راه هموار است و زيرش دامها قحطى معنا ميان نامها لفظها و نامها چون دامهاست لفظ شيرين ريگ آب عمر ماست